ایران آزاد
ایران آزاد
جناب زیبا کلام مقاله ای در روزنامه کارگزاران مقاله ای سرتاسر مغالطه آمیز نوشته است با عنوان كردان؛ محكوم یا مظلوم ، که در آن تلاش شده است تا از قباحت عمل کردان بکاهد و به قول خودش ماجرای سریال کردان را ناشی از عقب ماندگی و مدرک زدگی جامعه بداند! در اینجا به فرازهایی از این مقاله می پردازیم:
- وی در جایی گفته است: "...شاید اگر آقای كردان اصراری روی درست بودن مدركش نمی‌كرد، موضوع به اینجاها كشیده نمی‌شد..."
آقای زیبا کلام! آیا این حق مردم نبود که بدانند شایعات پیرامون اصالت مدرک وزیر کشورشان چقدر صحت دارد؟ آیا بدینوسیله شما مسئولین را تشویق نکرده ای که زین پس به انتقادات منتقدین وقعی ننهند؟!
- وی در جایی دیگر گفته است:"... بسیاری از آنچه كه علیه وی می‌گویند بیشتر از سر فرصت‌طلبی سیاسی و خالی كردن دق‌دلی بر سر احمدی‌نژاد است تا اینكه كردان واضحا جرم و عمل خلافی مرتكب شده باشد..."
جناب زیبا کلام! شما که مدعی مستقل و منطقی اندیشیدن هستی چرا این اصل اولیه منطقی (بنگر که چه می گوید، نه آنکه چه کسی می گوید) را فراموش کرده ای؟ وانگهی چگونه از اندرون و انگیزه همه منتقدین آگاه هستی که چنین مطلق قضاوت کرده ای؟
- وی گفته است:"ظرف دو دهه گذشته یعنی در ده‌های 1370 و 1380 كدام مدیر در جمهوری اسلامی آن را مرتكب نشده؟"
من البته خجالت می کشم که این جملات و عبارات را از یک شخص نخبه و صاحبنظر ایرانی بدانم! آیا کثرت وقوع یک عمل قباحت آنرا از بین می برد؟!
- وی افاضه فرموده است: "...دو، سه سال پیش داستان «دانشگاه هاوایی» را داشتیم... ظرف دو دهه گذشته صدها ایرانی كه در میان آنان باز بسیاری از مسوولان نظام بوده‌اند، از روی استیصال و اضطرار و برای گرفتن مدرك دكترا (و فقط هم به‌عنوان مدرك) سر از ارمنستان، اوكراین، آذربایجان، تاجیكستان، بلاروس و هزار و یك كشور و مملكت دیگر درآورده‌اند..."
اولا: چگونه جنابعالی همه افرادی را که برای کسب دانش به کشورهای دیگر می روند متهم به مدرک گرایی می کنی؟ این عبارتی که در داخل پرانتز گذاشته ای بر مبنای کدام بدیهیات است که با چنین اطمینانی بیان کرده ای؟ دوما: اسامی ارمنستان و آذربایجان و بلاروس و ... در نظر جنابعالی دارای چه بار معنایی می باشد؟ آیا جنابعالی از نظام آموزشی و پژوهشی همه این کشورها آگاهی کامل داری که همه اینها را در یک ردیف بعنوان نظام های ضعیف قلمداد کرده ای؟ ثالثا: اینکه گفته ای «از روی استیصال»، کدام استیصال مد نظرت است؟ در مملکتی که الله کرم ها و محسن رضایی ها و قاسم سلیمانی ها و ... مدرک می گیرند چه استیصالی مدیران را وا می دارد به ارمنستان و ... بروند؟!!! رابعا: ماجرای دانشگاه هاوایی چه ربطی به جعل مدرک و دروغگویی دارد؟ البته باید هرکس که از مدرک این دانشگاه استفاده کرده است و مسئولینی که اعتبار مدرک افراد را با دقت بررسی نکرده اند و یا کرده اند و اغماض نموده اند طبق قانون مجازات شوند لکن آیا در این مورد جعلی هم در کار بوده است؟
وی در نهایت فرموده :"...هیچیك از مخالفان كردان پرسیدند كه او در این30سال چه می‌كرده است؟ آیا در پست و سمت‌های قبلی مدیر موفقی بوده یا خیر؟ اتفاقا و از قضای روزگار، كردان از نظر مدیریتی، انسان لایق و باكفایتی است. كسانی كه از نزدیك با او كار كرده‌اند، او را مدیری دقیق، باهوش، منضبط، شایسته و پركار توصیف می‌نمایند. اما در جامعه عقب‌مانده و مدرك‌زده ما..."
بله آقای زیباکلام! خیلی ها پرسیده اند و هم اکنون هم می پرسند، ولی کو گوش شنوا؟! خیلی ها هنوز می خواهند که ماجرای فساد اخلاقی کردان و پرونده ازاله بکارت کردان و نیز فساد اقتصادی در صدا و سیما و ... هم روشن شود. خیلی ها پرسیده اند و می پرسند که وی ظرف این 30 سال چه شق القمری کرده است که بیانگر لیاقت وی می باشد؟! کسانی که از نزدیک با وی کار کرده اند و چنین اظهار نظری کرده اند، بیش از «شاهد یک روباه» نمی توانند باشند و به فرض صداقتشان (فرض محال که محال نیست) این صداقت چگونه اثبات شده است؟ بالاخره یک مدیریت لایق و توانمند لزوما یک خروجی قابل توجهی باید داشته باشد!
در نهایت جامعه ما بیش از مدرک زدگی و ... از داشتن نخبگانی مانند شما رنج می برد. نخبگانی که تخم لق «غربزدگی» و ... را در دهان این ملت گذاشتند تا لجوجانه سدی در برابر پیشرفت کشورشان ایجاد کنند و امروز همان مردم از جانب همان نخبگان به عقب ماندگی متهم شوند!
3 پیام:
Anonymous Anonymous فرموده است
baa inke bishtare harf haaye shomaa raa mipaziram ,ammaa dar nemune haayi ke mi aavarid deqat konid :
Mohsen Rezaayi be dur az har ce budanash ,az daaneshjuyaan e barjaste ye Daaneshgaah e aaryaamehr e pishin va Sharif e konuni bud vali mobaareze ye mosallahaane va faraari shodanash be vey baxt e be paayaan rasaandan e tahsil raa nadaad taa pas az Enqelaab.agar qaraar ast dar suye mardom baashim pas qalam be doruq nayaalaayim

Blogger امید فرموده است
دوست عزیز ناشناس! اولا: مطلب فوق هیچ تناقضی با فرمایشات جنابعالی ندارد! دوما: محسن رضایی دانشجوی دانشگاه آریامهر نبوده،بلکه در سال 57 تنهادر دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شده بود! در برجسته بودن ایشان هم این اولین باریست که بنده چیزی می شنوم! لابد این صفت آنچنان برازنده ایشان است که تا کنون خود وی هم جرات چنین ادعایی نکرده است! وی از سال 55 تحت تعقیب بود؛ از سال 53 تا 57 در دانشگاه چه می کرده است؟
ثالثا: به فرض هم که بوده باشد، مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت چه ارتباطی به اقتصاد دانشگاه تهران دارد؟! آیا وی در کنکوری بطور برابر با دیگر شرکت کنندگان رقابت کرده است و همه مراحل را یکی پس از دیگری و بدون وقفه و با موفقیت طی کرده است؟! یک فارغ التحصیل دوره دکترا الزاما باید چیزی به دانش افزوده باشد؛ وی چه چیزی (حتی جزئی) به مجموعه علم اقتصاد افزوده است؟!
در نهایت وی چگونه می تواند نقش خود را در ادامه جنگ و به خون کشیدن جوانان این مملکت توجیه کند؟ مسلما به گواه بسیاری، یکی از دلایل ادامه جنگ ارائه اطلاعات غلطی بود که وی و همقطارانش به مسئولین حکومتی و شخص خمینی می داده اند و تصوری سهل الوصول از تسخیر خاک عراق و فتح کربلا و سپس قدس ارائه کرده بودند.
بنده وی را یکی از مهره های خائنی می دانم که مغرضانه، این کشور و مردم را از فرصت های زیادی برای پیشرفت و توسعه محروم ساخت! تاکید می کنم مغرضانه و خودخواهانه چرا که بسیاری دیگر هم بودند که ابلهانه و از روی نادانی و حماقت همین عملکرد را داشتند. شاید در آینده یک پست مفصلی در باره وی و عملکردش بنویسم

Blogger persianbooks فرموده است
از پيوند شما به خبرنامه كتابهاي رايگان فارسي متشكرم
فيد شما در خبرنامه ها گذاشته خواهد شد
تا مطالب جديد شما بطور اتوماتيك براي خوانندگان نمايش داده شود.خوشحال مي شويم كه پيوند جديد ماراهم درج كنيد:
http://persianbooks2.blogspot.com

لینک به این پست:
Create a Link
پیام شما؟…