ایران آزاد
ایران آزاد
باجناق سید مجتبی خامنه ای، فرزندِ یکی از خانواده های شهیدپرور آمریکا، مدیرکل یکی از ادارات وزارت  ارتباطات و فناوری اطلاعات شد.
حداد سه دختر دارد به نام های آزاده، زهرا و بنت الهدی. زهرا خانم همسر سید مجتبی هست؛ اما شوهران بنت الهدی و آزاده خانم، طبق اظهارات خودِ آقای حداد، یکی شون پزشک هست و بورسیه از یک دانشگاه ژاپنی گرفته و سپس به آمریکا رفته است و دیگر دامادشان ازخانواده های شهید پرور آمریکاست که در آمریکا به دنیا آمده و همانجا هم بزرگ شده است! ظاهرا این آقایی که از خانواده شهید پرور هستند همین مدیر کل جدید هستند!
بنت الهدی حداد گفته است: در زمانی که در خارج از کشور بودم با وی آشنا شدم و ایشان به خاطر علاقه‌ای که به ایران و فرهنگ آن و امت اسلامی داشت حاضر شد تا رنج مهاجرت به غربت را به جان بخرد و در واقع با همسر خود به ایران بیاید و در ایران زندگی کند. بنت الهدا خانم نگفته است که به چه منظوری به آمریکا رفته است و چگونه با این خانواده شهیدپرور آشنا شده است؟! اما ایشان (روح ا... رحمانی، شوهر بنت الهدا خانم) بالاخره پاداش رنج مهاجرتشان را گرفتند!!!
برخی از صفات غالب در یک جامعه ، مبداء و منشائی در رهبران آن جامعه دارد و به قولی افراد یک جامعه شباهتی بیش از پدران خود، به رهبران آن جامعه دارند. این صفات غالب می تواند عینا در وجود رهبران موجود باشد و یا در اثر خلقیات و رفتار خاصی از رهبر ، در جامعه ایجاد شود. به عنوان مثال، تنگ نظری، بُخل و حسادت می تواند عینا از رهبران یک جامعه، در آن جامعه گسترش پیدا کند. اگر رهبران یک جامعه حسود و تنگ نظر باشند، افراد آن جامعه نیز به مرور زمان حسود و تنگ نظر خواهند شد. دسته ای دیگر از صفات عینا در رهبر و افراد جامعه مشابه نیستند اما به علت خلقیات و خصوصیاتی از رهبر، باعث ایجاد صفات دیگری در جامعه می شود. به عنوان مثال، خودرائی و استبداد (که خود ناشی از عقده حقارت است)، می تواند سبب ایجاد صفتِ چاپلوسی و تملق و دورویی و ریاکاری (آن هم به صورت گسترده) در افراد جامعه بشود.
در این ارتباط، گوگوش، در یک مصاحبه، بیانی رسا از یک واقعیتِ جامعه ایران دارد. وی در این مصاحبه می گوید:«... توی سیستم امروز ایران نمی‌دانم چرا دوست ندارند کسی از یک حدی قدش بلندتر شود. اگر بشود سرش را هرس می‌کنند. همه را یک قد می‌کنند. نمی‌گذارند حداقل آن کسانی که مورد توجه و علاقه مردم هستند بیشتر دیده شوند. نمی‌دانم چرا این دیده شدن مسئله و مشکل است...». این مسئله برای همه اقشار ملت کمابیش صادق است. حساسیت زیادی روی ایجاد محبوبیت افراد جامعه و پیشرفت آنها وجود دارد. هیچ سیاستمدار، دانشمند، صنعتگر، هنرمند، اندیشمند و نویسنده و حتی هنرپیشه ای نمی تواند و نباید از حدی جلوتر برود. چرا؟!!! بواسطه همان عقده حقارتی که در وجودِ شخصِ رهبر است، وی باید با فاصله زیادی از مردم دیگر بالاتر و برجسته تر دیده شود. لذا افرادی که دارای استقلال رای، صاحبنظر و متکی به خود هستند ، خود به خود از گردونه مناصب مدیریتی حذف می شوند و افرادی بی ریشه و زبون و دون مایه این مناصب را اشغال می کنند و بنا به همین ویژگیها، در مناصب پایین تر نیز افراد مشابهی را منصوب می کنند. و این سلسله زنجیروار تا سطح مردم عادی ادامه دارد و بنابر این از سطح مردم، هیچ شخص مستقل و صاحب فکر و اندیشه ای نمی تواند از مراحل پایین بالا رود.
در این بین اگر هم به طور اتفاقی و یا از گذشته اشخاص مستقلی، به قول گوگوش، قد کشیده اند، امروز همه عوامل خامنه ای با اشاره وی، مشغول هرس کردن آنهایند!!! هاشمی رفسنجانی، اگر چه خود ولی نعمت خامنه ایست و در مجلس خبرگان نقش تعیین کننده ای در انتخاب خامنه ای به مقام رهبری داشت، امروز باید هرس شود! میرحسین موسوی که در زمان نخست وزیری قدرتی بیش از خودِ خامنه ای داشت، و طبیعتا نمی تواند تملق خامنه ای را بگوید، باید هرس می شد. قطعا افرادی مانند محمدجواد ظریف که بواسطه مذاکرات با غربیها در بین مردم محبوبیتی بدست آورده است ، به زودی هرس خواهد شد و ... و همه اینها ناشی از بُخل، حسادت و تنگ نظری خامنه ایست که آن هم ناشی از عقده حقارت و خودکم بینی اوست.
آقای کامفیروزی ، دانشجوی شجاعی که در حضور خامنه ای از وی انتقاد کرد، شیوه انتقاد هوشمندنانه ، شجاعانه و موثر را به نخبگان جامعه آموخت. اگر این شیوه از جانب رجال سیاسی و هنرمندان و اندیشمندان و حتی وکلای مردم در مجلس و اصحاب رسانه به عنوان یک الگو به کار گرفته شود و این انتقادات به صورت متواتر ، مستقیم و یا غیر مستقیم به وی صورت پذیرد، مطمئنا وی همیشه نمی تواند در پاسخ به صحرای کربلا بزند و جواب های بی ربط دهد.
چگونه است که رهبر در مورد نام خودروی پژو پرشیا و تغییر نام آن به پارس ، یا نام خودروی مینیاتور و تغییر آن به تیبا دخالت کرد اما در مورد اقدامات مفسدانه دولت قبل که باعث به وجود آمدن غارتگرانی از قبیل خاوری ها و زنجانیها و ... شد، دخالتی نکرد؟!!! مسیر اصلی نظام چیست که نام یک خودرو می تواند در آن انحراف ایجاد کند اما فقط یک قلم دزدی به اندازه 3000 میلیارد در آن انحراف ایجاد نمی کند و بلکه باید از کش دادن موضوع هم جلوگیری شود؟

آیا توصیه به کش نیافتن موضوع دزدی 3000 میلیاردی این شایبه را ایجاد نمی کند که خودِ رهبر هم بعله؟!!!
بالاخره بحث فیش حقوقی مدیران آتشی بود که قبل از هر چیز دامن خودِ جناح راست را گرفت. البته باید روی این مسئله کار شود و رسانه ها باید بیشتر به این مسئله دامن بزنند تا دو جناح دست همدیگر را رو کنند! تا این لحظه بحث فیش حقوقی فرماندهان سپاه بد جوری کَک به تنبان آنها انداخته است. تا جایی که سایت مشرق فیش حقوقی آقای متوسلانی را که مربوط به سال 61 است، منتشر کرده است و گفته است که وی فقط 7200 تومان حقوق می گرفته است!
در این رابطه دو نکته قابل ذکر است:
  • نکته اول آنکه متوسلانی کسی بود که به همراه عده ای دیگر توسط حضرتِ آغا! (خامنه ای) برای جنگ با اسرائیل به لبنان اعزام شده بود و این کار به دور از اطلاع دولت و رهبری و فرماندهی کل قوا صورت گرفته بود و پس از آنکه خمینی از این کارِ خامنه ای مطلع شده بود شدیدا وی را مورد عتاب قرار داده بود و معترض وی شده بود و دستور داده بود که همه نیروها سریعا به ایران برگردند. این  تنها گوشه ای از بصیرت و دوراندیشی حضرت آغا بود که درست در زمانی که ایران با عراق به طور مستقیم و با جهان عرب و آمریکا بطور غیر مستقیم در گیر جنگ بود، ایشان قصد داشت با اینکار خود یک جبهه جنگ مستقیم دیگر (جنگ با اسرائیل) را بگشاید که معلوم نبود اگر خمینی ممانعت نمی کرد سرنوشت این کشور به کجا رسیده بود!!!
  • نکته دوم در رابطه با فیش حقوقی شهید متوسلانی است که همه می دانند در آن تاریخ، کلیه پاسداران فاقد درجه بودند و حقوق یکسانی دریافت می کردند که برابر بود با 2500 تومان! حال معلوم نیست که شهید متوسلانی چگونه در حدود سه برابر بقیه حقوق می گرفته است! لازم به ذکر است که در آن تاریخ بسیاری از مدیران بلند رتبه دولتی نیز کمتر از این مبلغ حقوق می گرفتند.

در باتلاقی فروافتاده اند که هر چه دست و پا می زنند بیشتر فرو می روند! آسمان و ریسمان را به هم می بافند که بگویند فیش حقوقی فرماندهان سپاه آنچنان هم زیاد نیست و با هر عملی خود را ضایع تر می کنند!
شرفیابی خامنه ای به دیدار امام زمان!!!

در سال 89 جناب آقای صدیقی که به تازگی امام جمعه موقت تهران شده بود، در جلسه ای در حضورِ خودِ آغا مدعی شرفیابی وی به دیدار امام زمان شده است!!! در لینک زیر مطلب را ببینید!!!
واقعا اینها چقدر مردم را احمق فرض کرده اند؟
حضرت آغا هم مثل اینکه از این چاپلوسان بدش نمی آید. رویش یافتگان بعد از انقلابند دیگر!!!
برای انتشار فیش‌ حقوقی معذوریت حفاظتی داریم!!!

بحث  فیش های حقوقی، بحث بسیار جالبیست که باز شده است و البته اظهارات برخی افراد در این باره بسیار جالب تر!
در این ارتباط بحث فیش های حقوقی سرداران سپاه شنیدنیست! مسئول روابط عمومی سپاه فرموده است که: « برای انتشار فیش‌ حقوقی معذوریت حفاظتی داریم»!!!
انگار که فیش حقوقی یک اسلحه استراتژیک است که اطلاعات آن نباید لو برود؟
یعنی اینها مردم را این قدر احمق فرض کرده اند؟! یا شاید قیاس به نفس فرموده اند! چرا باید طوری رفتار کنیم که هر غلطی که خواستند بکنند و بعد هم قضیه را اینگونه ماستمالی کنند؟!
البته ایشان در ادامه افاضه فرموده اند که: «همان طورکه مقام معظم رهبری گفتند، موضوع فیش‌های حقوقی تهاجم به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب است.» به عبارتی ایشان از شیوع بحث فیش های حقوقی به طور کلی، و سرایت این بحث به فرماندهان سپاه به طور اخص، ناراضیند. اگر فرماندهان سپاه زیاد حقوق نمی گیرند چرا ایشان از اعلام آن نگرانند.
واقعا که از اظهارات این نوابغ، مرغ پخته هم خنده اش می گیرد!
هرچند که وضعیت موجود در ایران و سیستم حکومتی آن، هیچ قرابتی با وضعیت ایده آل ندارد اما به نظر می رسد که فعلا راهی بهتر از اعتراض مدنی برای اصلاح وضعیت کشور وجود ندارد. بر سر این موضوع بحث و جدل های فراوانی شده است و حتی منتقدین این نظر در بسیاری موارد استدلال  های ظاهرا منطقی ای دارند. اما به دلایل روشن وتجربه شده، انقلاب و خونریزی و جنگ های داخلی نمی تواند آینده ای روشن برای این کشور رقم بزند. آنچه مسلم است، پس از جنگ و خونریزی طبقه ای حاکم خواهد شد که سفاکتر، خونریزتر و بیرحم تر باشد. منتقدین می گویند که از این بدتر هیچ نظامی نمی تواند باشد؛ اما با اندکی تامل می توان دریافت که بالاخره بدتر از هر بدی هم می تواند وجود داشته باشد. حتی همین آخوندها هم درجات متفاوتی دارند. بدتر از نظام موجود، می تواند حکومتی مانند داعش باشد. اگر امروز در ایران قرار باشد با جنگ و خونریزی حکومتی جدید حاکم شود، آن حکومت چیزی بهتر از داعش نخواهد بود.
متاسفانه جامعه امروز جهانی دیگر دارای آن جوّ آرمان گرایانه ای که در قرن بیستم شاهد آن بودیم، نیست. جو جامعه جهانی امروزه بیشتر فردگرا، منفعت طلب و سودجویانه شده است. دیگر شعارهای آرمانگرایانه احساس جامعه را برنمی انگیزاند؛ و جامعه ایران هم متاسفانه از این توصیف مستثنی نیست و البته این خود می تواند دلیلی محکم تر بر این باشد که در صورت بروز خشونت و جنگ، گروهی پیروز خواهد شد که به هیچ اصلی پای بند  نباشد و به مراتب سفاکتر از دیگر گروه ها باشد.
لذا به  نظر نگارنده باید در جستجوی راه هایی به جز جنگ و خونریزی بود تا این حکومت به مرور با یک نظام دموکرات و مردم سالار جایگزین شود؛ هر چند که این فرآیند شاید زمان بر و طولانی باشد. اما راه های غیرخشونت آمیز می تواند و البته باید فعالانه تر، مبتکرانه تر، تهاجمی تر و هوشمندانه تر باشد. باید از ابزارهای جدید بهره جست. به همان دلایلی که ذکر شد، طرفداران این نظام نیز در روش خود منفعت طلب و فرصت طلب اند و به محض اینکه احساس خطر کنند زیر پای این نظام را خالی می کنند. ضمن اینکه به دلیل رفاه زدگی و روزمرگی، دارای هیچ گونه خلاقیتی نیستند.
یادش به خیر! شش سال پیش بود که دیدم شخصی با سرچ کلمه" ننه خامنه ای " سر از این وبلاگ در آورده بود. جالب تر آن که سرچ کلماتی مانند " کون خامنه ای " و  "مادر خامنه ای " و مجتبی خامنه ای و ... هم به این وبلاگ می رسید. آن زمان هنوز در اینترنت تا این اندازه به خامنه اي فحش نمی دادند و البته در این وبلاگ هم فقط به مدد فحش کاری های اعوان و انصار خامنه ای در قسمت پیام ها(که به قول معروف دوستیشان با خامنه ای دوستی خاله خرسه بود) چنین کلماتی همراه هم در یک پست یافت می شد وگر نه من هم آدم بد دهن و فحاشی نیستم! مثلا بنده در یک پست انتقاد مودبانه ای ا ز خامنه ای می کردم و ذوب شدگان در ولایت می آمدند و اینجانب را فحش باران می کردند! و در نتیجه در یک پست به همراه پیام های آن می توانستی کلماتی مانند کون خامنه ای و کونی و مادر ... و ننه ... و امثال آن رایکجا ببینی!
یک بار دیگر این کلمات را سرچ کردم که ببینم هنوز هم پس از شش سال، جویندگان کون خامنه ای، یا ننه خامنه ای، یا مادر خامنه ای و ... هنوز هم به این وبلاگ هدایت می شوند یا نه ؟! نتیجه جالب بود! نه تنها در صفحه اول سرچ ، بلکه در صفحات بعدی هم اثری از  این وبلاگ نیست! بعد از انتخابات سال 88 نفرت مردم از خامنه اي به اندازه ای زیاد شده است که اکنون دیگر این وبلاگ در اقیانوس فحش هایی که مردم به خامنه ای می دهند گُم شده است.
سخنان اخیر رهبر معظم!!! در جواب علی مطهری حاوی نکات بسیار جالبیست! وی در جواب علی مطهری که خواسته است موسوی و کروبی محاکمه شوند، گفته است: "من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام. جرم اینها بزرگ است و اگر امام (ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم."
- در مورد بصیرت آقا روی مورد خاص موسوی و کروبی بحث زیاد شده است! آنچه موسوی در باره دروغ و ریا و دزدی و ... می گفت، امروز برای خودِ آغا هم روشن شده است؛ هر چند که این موضوع بصیرتی در حدِ بصیرتِ موسوی نیز نیاز نداشت. بصیرتی در حدِ یک فردِ معمولی با سوادِ اندک (البته بصیرتی بیش از خودِ آغا) کافی بود تا این اعجوبه هزاره سوم را بشناسد! اعجوبه ای که آن بلایی که به سر این کشور آورد، مغول نیاورد!
-  آغا گفته است قطعا شما راضی نخواهید بود! به عبارتی اعتراف به اینکه بسیاری از همراهانِ خودِ آغا امروز مخالف وی هستند و ناراضی!

- وی گفته است: اگر امام (ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. در این باره بحث جامع تری اینجا آمده است. اما نکته دیگر این است که خودِ این جمله بیانگرِ احساس حقارتِ حضرتِ آغا ست نسبت به خمینی!
واقعا که این مداحان اهل بیت حسابی به هیکل آخوندا ریدن و گندشو در آوردن! هیچ کس مثل این مداحان به این خوبی ، آبروی آخوند جماعت رو نمی تونست ببره! اون از غلام رضا هلالی ، و حدادیان و ... و این هم از حاج محمود کریمی.
 لابد می پرسید مداحان چه ربطی به آخوندا دارند؟ در جواب باید گفت که مداحان از پای منبر همین آخوندا بلند می شوند. تحت تاثیر وصایا و ارشادات همین آخوندا هستند.
البته ماجراهای خودِ آخوندها هم کم نیست. ماجرای حاج آقا گلستانی ، هم در یاد مردم باقیست!