ایران آزاد
ایران آزاد
هرچند که وضعیت موجود در ایران و سیستم حکومتی آن، هیچ قرابتی با وضعیت ایده آل ندارد اما به نظر می رسد که فعلا راهی بهتر از اعتراض مدنی برای اصلاح وضعیت کشور وجود ندارد. بر سر این موضوع بحث و جدل های فراوانی شده است و حتی منتقدین این نظر در بسیاری موارد استدلال  های ظاهرا منطقی ای دارند. اما به دلایل روشن وتجربه شده، انقلاب و خونریزی و جنگ های داخلی نمی تواند آینده ای روشن برای این کشور رقم بزند. آنچه مسلم است، پس از جنگ و خونریزی طبقه ای حاکم خواهد شد که سفاکتر، خونریزتر و بیرحم تر باشد. منتقدین می گویند که از این بدتر هیچ نظامی نمی تواند باشد؛ اما با اندکی تامل می توان دریافت که بالاخره بدتر از هر بدی هم می تواند وجود داشته باشد. حتی همین آخوندها هم درجات متفاوتی دارند. بدتر از نظام موجود، می تواند حکومتی مانند داعش باشد. اگر امروز در ایران قرار باشد با جنگ و خونریزی حکومتی جدید حاکم شود، آن حکومت چیزی بهتر از داعش نخواهد بود.
متاسفانه جامعه امروز جهانی دیگر دارای آن جوّ آرمان گرایانه ای که در قرن بیستم شاهد آن بودیم، نیست. جو جامعه جهانی امروزه بیشتر فردگرا، منفعت طلب و سودجویانه شده است. دیگر شعارهای آرمانگرایانه احساس جامعه را برنمی انگیزاند؛ و جامعه ایران هم متاسفانه از این توصیف مستثنی نیست و البته این خود می تواند دلیلی محکم تر بر این باشد که در صورت بروز خشونت و جنگ، گروهی پیروز خواهد شد که به هیچ اصلی پای بند  نباشد و به مراتب سفاکتر از دیگر گروه ها باشد.
لذا به  نظر نگارنده باید در جستجوی راه هایی به جز جنگ و خونریزی بود تا این حکومت به مرور با یک نظام دموکرات و مردم سالار جایگزین شود؛ هر چند که این فرآیند شاید زمان بر و طولانی باشد. اما راه های غیرخشونت آمیز می تواند و البته باید فعالانه تر، مبتکرانه تر، تهاجمی تر و هوشمندانه تر باشد. باید از ابزارهای جدید بهره جست. به همان دلایلی که ذکر شد، طرفداران این نظام نیز در روش خود منفعت طلب و فرصت طلب اند و به محض اینکه احساس خطر کنند زیر پای این نظام را خالی می کنند. ضمن اینکه به دلیل رفاه زدگی و روزمرگی، دارای هیچ گونه خلاقیتی نیستند.
یادش به خیر! شش سال پیش بود که دیدم شخصی با سرچ کلمه" ننه خامنه ای " سر از این وبلاگ در آورده بود. جالب تر آن که سرچ کلماتی مانند " کون خامنه ای " و  "مادر خامنه ای " و مجتبی خامنه ای و ... هم به این وبلاگ می رسید. آن زمان هنوز در اینترنت تا این اندازه به خامنه اي فحش نمی دادند و البته در این وبلاگ هم فقط به مدد فحش کاری های اعوان و انصار خامنه ای در قسمت پیام ها(که به قول معروف دوستیشان با خامنه ای دوستی خاله خرسه بود) چنین کلماتی همراه هم در یک پست یافت می شد وگر نه من هم آدم بد دهن و فحاشی نیستم! مثلا بنده در یک پست انتقاد مودبانه ای ا ز خامنه ای می کردم و ذوب شدگان در ولایت می آمدند و اینجانب را فحش باران می کردند! و در نتیجه در یک پست به همراه پیام های آن می توانستی کلماتی مانند کون خامنه ای و کونی و مادر ... و ننه ... و امثال آن رایکجا ببینی!
یک بار دیگر این کلمات را سرچ کردم که ببینم هنوز هم پس از شش سال، جویندگان کون خامنه ای، یا ننه خامنه ای، یا مادر خامنه ای و ... هنوز هم به این وبلاگ هدایت می شوند یا نه ؟! نتیجه جالب بود! نه تنها در صفحه اول سرچ ، بلکه در صفحات بعدی هم اثری از  این وبلاگ نیست! بعد از انتخابات سال 88 نفرت مردم از خامنه اي به اندازه ای زیاد شده است که اکنون دیگر این وبلاگ در اقیانوس فحش هایی که مردم به خامنه ای می دهند گُم شده است.
سخنان اخیر رهبر معظم!!! در جواب علی مطهری حاوی نکات بسیار جالبیست! وی در جواب علی مطهری که خواسته است موسوی و کروبی محاکمه شوند، گفته است: "من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام. جرم اینها بزرگ است و اگر امام (ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم."
- در مورد بصیرت آقا روی مورد خاص موسوی و کروبی بحث زیاد شده است! آنچه موسوی در باره دروغ و ریا و دزدی و ... می گفت، امروز برای خودِ آغا هم روشن شده است؛ هر چند که این موضوع بصیرتی در حدِ بصیرتِ موسوی نیز نیاز نداشت. بصیرتی در حدِ یک فردِ معمولی با سوادِ اندک (البته بصیرتی بیش از خودِ آغا) کافی بود تا این اعجوبه هزاره سوم را بشناسد! اعجوبه ای که آن بلایی که به سر این کشور آورد، مغول نیاورد!
-  آغا گفته است قطعا شما راضی نخواهید بود! به عبارتی اعتراف به اینکه بسیاری از همراهانِ خودِ آغا امروز مخالف وی هستند و ناراضی!

- وی گفته است: اگر امام (ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. در این باره بحث جامع تری اینجا آمده است. اما نکته دیگر این است که خودِ این جمله بیانگرِ احساس حقارتِ حضرتِ آغا ست نسبت به خمینی!
واقعا که این مداحان اهل بیت حسابی به هیکل آخوندا ریدن و گندشو در آوردن! هیچ کس مثل این مداحان به این خوبی ، آبروی آخوند جماعت رو نمی تونست ببره! اون از غلام رضا هلالی ، و حدادیان و ... و این هم از حاج محمود کریمی.
 لابد می پرسید مداحان چه ربطی به آخوندا دارند؟ در جواب باید گفت که مداحان از پای منبر همین آخوندا بلند می شوند. تحت تاثیر وصایا و ارشادات همین آخوندا هستند.
البته ماجراهای خودِ آخوندها هم کم نیست. ماجرای حاج آقا گلستانی ، هم در یاد مردم باقیست!
یادآوری می شود که وی همان محمدرضا رحیمی است که معرف حضور همگان می باشد!
(به عنوان یکی از پاکی های وی باید به انتخابات دوم خرداد 76 اشاره کرد که وی استاندار کردستان بود و در حوزه انتخابی اش درصد شرکت کنندگان در انتخابات بیش از 100% بود!)
در این ایام حسینی باید یادی از مظلومیت چنین افرادی نیز بشود!
بعضی سخنان را که در وهله اول می شنوی به نظر جوک می آیند. خوب که فکر می کنی می بینی واقعیتی تلخ اند! یکی از دوستان می گفت: «اگر صدا و سیما وقتی را که به سخنرانی این آقایان اختصاص می دهد به آموزش مردم در جهت بازیافت زباله اختصاص می داد ، وضعیت کشور ما به مراتب بهتر از این بود!» و من دیدم چقدر راست می گفت. واقعا چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر حفظ محیط زیست و ... چقدر پیشرفت کرده بودیم. مضاف بر اینکه مردم با نشنیدن سخنان بی مایه این افراد آرامش بیشتری داشتند و اینقدر روح و روانشان سوهان نمی خورد و مشکلات روحی و روانی مردم که منشا بسیاری از مشکلات اجتماعی است نیز کمتر بود و ...
معاون ستاد کل نیروهای مسلح نیز فرموده اند:«... دو  ضلع از سران فتنه در حصر نیستند در حالی که باید می‌بودند و آنها دارند در خارج از حصر،فتنه را مدیریت می‌کنند...» ما آخرش نفهمیدیم که این فتنه چه شکل هندسی ای هست و چند ضلع و زاویه و وجه و یال و ... دارد! یک نفر به این آقایان بگوید اینقدر التماس نکنند! آبروی خود و رهبر بیچاره تان را بردید!
اتفاقا موسوی و کروبی و هاشمی و اکثریت ملت ایران هم همین را می گفتند اما به بی بصیرتی متهم شدند! حالا نمی دانم که وی چگونه می گوید و در عین حال بصیرت هم دارد؟!!!
حتما یادشان هست که حضرت آقا فرمودند که نظراتش به نظرات احمدی نژاد نزدیک تر است!!!
مملکت گل و بلبلی داریم! با پول مردم این مملکت به مقامات دولتی ترکیه و فرزندانشان رشوه داده شده است و در پی آن در ترکیه زلزله سیاسی رخ داده است و تعدادی از وزرا استعفا داده اند؛ اما در ایران آب از آب هم تکان نخورده است! به این می گویند «رأفت اسلامی»!
به گفته حجت‌الاسلام رئیسی: «... امروز تنها مقام معظم رهبری را می‌توان مفسر و مبین خط امام (ره) دانست...» چگونه است که در زمان حیات خمینی، آنگاه که خامنه ای و موسوی در مقابل هم قرار گرفتند،  خمینی از موسوی حمایت کرد، اما امروز خامنه ای مفسر و مبین خط امام (ره) شده است! و موسوی نیروی ریزشی!
چگونه است که مخالفت های خامنه ای با موسوی و خمینی ریزش محسوب نمی شد اما امروز مبارزه موسوی با فساد استبداد و دروغ، ریزش محسوب می شود؟!