ایران آزاد
ایران آزاد
بازتاب اعلام کرده است که اگر چه تيم سياست خارجي كشور نتوانسته است مشاركت فعالي در تمامي مجاري ديپلماتيك جهاني داشته باشد، اما سفرهاي ديپلماتيك دكتر احمدي‌نژاد، او را به ركورد شكن سفرهاي ديپلماتيك تبديل كرده است.
از قدیم گفته اند که کار کردنِ خر و خوردنِ یابو!
البته صد رحمت به خر! در هندسه یک قضیه داریم بنام قضیه حمار! و میگه اگه یک خر را با یک مقدار علف دردو نقطۀ مشخص بگذاریم، خر برای خوردن علفها، کوتاهترین فاصله بینِ آن دو نقطه را که همان خط راست باشد، طی می کند! احمدی نژاد به اندازۀ آن خرِ قضیۀ حمار هم نمی فهمد! یک کلمه حرف می زند که هزارتا سفرِ سیاسی و به قولِ بازتاب، دیپلوماتیک جهانی، هم که برود اثرِ آن یک حرف را پاک نمی کند! تازه توی سفرهایش هم دوباره حرف میزند!!!
البته بیچاره همه اش تقصیر خودش نیست. افساری دارد که بدست خامنه ایست و اجازه نمی دهد که وی مسیرِ مستقیم را طی کند. حماریست رام!
همانطور که احتمالا شنیده اید، گوگل دارای یک توانایی جدید بنام گوگل ترند است که می توان به کمک آن به اطلاعاتی در موردِ موقعیت مکانی و زبانی سرچِ کلماتِ مختلف دست یافت. قبلا شنیده بودم که ایران در سرچ کلمه sex جزو مقام های اول است. همینطور در سرچ کلمۀ fuck! این خیلی عجیب نیست، چونکه اینها کلماتی عمومی هستند که حتی در محاوره هم بکار می روند! اما سرچ کلماتی مثل tit و vulva و... خیلی جالب و عجیبه! شاید به جرات بتوان گفت که کمتر از یک درصد از مردم ایران حتی در سطح پایینی با زبان انگلیسی آشنایی دارند و از این جهت (ضعف زبان انگلیسی) شاید جزو مقام های اول توی دنیا باشیم. ولی با این وجود معانی این کلمات را افراد بسیاری می دانند و حتی در گوگل آنها را سرچ می کنند! این را هم در نظر داشته باشید که بسیاری از ایرانیان معادلِ این کلمات را به زبان فارسی سرچ می کنند!
بالاخره کسی که بخواهد چیزی را جستجو کند، معانی آن را به زبانهای مختلف می آموزد!
این هم از برکاتِ جمهوری اسلامیست که جوانانی جستجوگر پرورش داده است!
جنابِ هادی قابل، روحانی منتقدِ غیر معاند، با ایسنا گفتگو فرموده اند! ایشان در قسمتی از این افاضاتشان جملۀ جالبی گفته اند! «...اگر اين سه بزرگوار، به علاوه دوستان مجمع محققين و مدرسين حوزه‌ي علميه‌ي قم يعني آقاي موسوي تبريزي ليست مشتركي را ارائه كنند...».
بد نیست که اساتیدِ ادبیاتِ فارسی با هم بنشینند و این عبارت را معنی کنند! «...دوستان مجمع محققين و مدرسين حوزه‌ي علميه‌ي قم يعني آقاي موسوي تبريزي...».
ای کاش معلم های دوران ابتدایی به دانش آموزانشان تعدادی موضوع انشاء نامه نگاری بدهند تا برخی از این دانش آموزان در بزرگسالی دُچار عقدۀ نامه نویسی نشوند! موضوعِ این انشاءها می تواند «نامه ای به بوش» یا «نامه ای به مرکل» یا «نامه ای به ژاک شیراک» یا ... باشد! و نیز ای کاش برخی سیاستمداران جهانی به این صورت کودکانِ بزرگسال را سنگِ روی یخ نکنند!
وقتی که مراجع حکومتی با راه اندازی زیارت تلفنی و زیارت از راه دور(اینترنتی!) رسما به ترویج خرافات می پردازند، از مردم ناامید و سرخوردۀ این مملکت چگونه می توان انتظار داشت که فریب چنین افرادی را نخورند؟! وانگهی مگر چه تفاوت عمده ای بین روشِ این زنِ شیاد با روشِ آخوندهای شیادِ حاکم بر این مملکت وجود دارد؟ این زن با وعدۀ حل مشکلات مردم از آنها اخاذی می کرد و آخوندها هم با وعدۀ آخرت اموالِ این مردم را به تاراج برده و می برند!
می گویند یک نفر در مراسمِ حج سنگ هایی را که باید به شیطان پرتاب می کرد، پرتاب کرده سپس به دوستش می گوید من سنگ هایم تمام شد، حالا باید چکار کنم؟ دوستش در پاسخ می گوید: کوتاه نیا! فحش بده!
این آقا اول کلی فحش داده و "مرگ بر اسراییل" گفته و چون اثری نکرده حالا سنگ پرتاب می کند! آن هم با تکنولوژی روز! تیر و کمان! قطعا موثر خواهد بود!!!
با این خلاقیت ها و ابتکارها، به زودی اسراییل از صفحۀ روزگار محو خواهد شد!
چه دلیلی می تواند توجیهی برای این جنایات باشد؟ این زنان و کودکان چه نقشی در گروگانگیری و ... داشته اند که اینگونه باید تاوان پس دهند؟ کسانی که امروز اینچنین بذر وحشت و کینه می پراکنند ، لاجرِم روزی همین میوه را درو خواهند کرد.
سالها پیش، در زمان ریاست جمهوری هاشمی، شخصی به خواستگاری می رود. در جلسۀ اول خواستگاری که بیشتر جنبۀ آشنایی داشته است، پدر عروس برای آنکه سرِ صحبتی باز شود، از پدرِ داماد می پرسد"آقازاده چکاره است، شغلشان چی هست؟" و پدرِ داماد که از منظورِ پدر عروس غافل بوده است سریعا جواب می دهد"وزیرِ نفت!"
این خبرِ بازتاب که نوشته است" يكي از اسيران اسرائيلي آقازاده است!" مرا به یاد آن لطیفه انداخت!
این چه اصطلاحِ مسخره ایست که بر زبان روزنامه نگاران افتاده است؟! منظور از آقا چیست؟ آیا مذکر بودن مدِ نظر است یا ادای احترام؟ (به جز این دو مورد بنده مفهومی برای این واژه در ادبیاتِ فارسی نیافتم) در صورتی که منظور مذکر بودن است، آیا فقط کسانی که شخصیتِ سیاسی هستند مذکرند و بقیۀ مردم از زن و مرد همه مونثند؟!!! و اگر منطور ادای احترام است آیا فقط شخصیت های سیاسی محترمند؟ و بقیۀ مردم کشک؟!
جناب بروجردی در قسمتی از نامۀ تشکر آمیزش خطاب به زیدان گفته است که: عكس‌‏العمل منطقي شما از اين منظر بسيار قابل توجه است كه اولا يك مسلمان نه تنها تروريست نيست بلكه شعار اصلي او كه سلام است، بمعني صلح است ...
عجب منطقِ جالبی داره این رییس کمیسیون! طبقِ منطقِ وی، برای اثبات صلح طلبی باید خشونت کرد و جنگ و دعوا راه انداخت!!!
به یکی میگویند: شایع است که میگن شما بد دهن هستید و فحش زیاد می دهید.
وی در جواب می گوید: کدام بی همه چیزِ فلان فلان شدۀ نامردِ حرومزادۀِ مادر... چنین حرفی زده؟!
حکایتِ این رییس کمیسیون همِ حکایتِ همون بندۀ خداست با این تفاوت که اون بندۀ خدا ادعا نکرده که کارش منطقیست!!!
در جريان رسيدگي به مشكل واحدهاي آپارتماني شجاع, كارشناسان نهادهاي مختلف كه اعزام شدند, تاييد كردند كه مشكل واحدهاي مسكوني فوق جدي است و جان تعداد بي‌‏شماري از اهالي در خطر است و وزير سازمان مسكن و شهرسازي در سفرهاي اخيري كه به كرمان داشته‌‏اند, كاملاً در جريان مشكلات قرار گرفته‌‏اند ؛ ولي متاسفانه با وجود اصرار زياد مردم براي رسيدگي به معضل مزبور, وزير مسكن به گواهي مسوولان استاني خريد از عطاري‌‏هاي بازار كرمان را بر بازديد و رسيدگي به خطري كه جان اهالي شهرك را تهديد مي‌‏كند, ترجيح دادند و جاي بسي تاسف است.
چه مردم پرتوقعی داریم! وزیرِ محترم که نباید خاطرِ خود را برای نگرانی از جانِ تعدادِ بیشماری از مردم مشوش کند! مگر وزیر محترم چقدر فرصت دارد؟! ایشان فقط فرصت کرده اند از بازارِ عطاری خرید بفرمایند و تازه فرصتِ کافی برای بازدیدِ همۀ عطاری ها را هم نداشته اند. ایشان حتی فرصت نکرده اند که از قسمت های دیگرِ بازار مانند بازارِ زرگری و مسگری و خواروبارفروشها و بزازها و خرازی ها و بازارِ روز خرید بفرمایند! همچنین وزیر محترم حتی فرصت نکرده است که نزدِ یکی از فالگیرهای حاشیۀ بازار فالش را بگیرد! این مردمِ پرتوقع نمی دانند که اگر وزیر محترم حداقل مقداری زیره و حنا و قاووت بعنوانِ سوغاتی نمی خرید، در بازگشت، همسرش به خانه راهش نمی داد؟! این پرتوقعی ملت ناشی از رفاه زدگی بیش از حد آنهاست و باید آنها را ادب کرد!
پس از نشر خبری مبنی بر فوتِ دوبارۀ پدرِ احمدی نژاد، بنده چند آلترناتیو برای حل این پارادوکس ارائه کردم. امروز در یکی دوتا وبلاگ یک آلترناتیوِ دیگر هم دیدم که گویا واقعی تر به نظر می رسد!
از قرارِ معلوم پدرِ احمدی نژاد همان سالِ 72 فوت کرده و این یکی که امسال فوت کرده، پدرِ وی نبوده بلکه شوهرِ مامان وی بوده است! و از قضا از فامیلِ پدرِ اصلی و دارای نامِ خانوادگی مشترک با وی بوده است!
البته اینکه مامان وی تا کنون چند بار ازدواج کرده و چند تا از شوهرهای وی مرده اند، یک مسئلۀ کاملا شخصیست و دلیلی وجود ندارد که حدیثِ هر کوی و برزن شود. اما در ادبیاتِ فارسی به شوهرِ مادر نمی گویند پدر مگر برای ادای احترام و ... به خصوص در خبر رسانی باید به این موضوع توجه شود که حواشی خبر به اصالتِ خبر لطمه نزند. لذا بهتر بود که گفته می شد که شوهرِ مادرِ احمدی نژاد فوت کرده است نه پدرِ وی! و یا اصلا خبری از آن منتشر نمی شد! مگرهمۀ کسانی که می میرند باید خبرش از رسانه ها منتشر شود؟! از طرفی هم عملکردِ خبرگزاری مهر در حذفِ این قسمت از اصلِ مصاحبه احمدی نژاد بسیار ناشیانه بود!
راستی احتمالا عدۀ شرعیِ مامانِ رییس جمهور تمام شده است. هیچ کس نمی خواهد پدرِ رییس جمهور شود؟!!!
آنان که استشهادی پرورش می دهند، نتیجه اش را ببینند.
گندم از گندم بروید، جو زجو.
در پی تناقض های آشکارِ مصاحبۀ احمدی نژاد با خبرگزاری مهر، با خبر فوتِ پدر احمدی نژاد در سال جاری، چند آلترناتیو برای حلِ این پارادوکس ارائه شد! اما خبر گزاری مهر که در تمامی صفحاتش شعارِ امانت داری و اخلاق مداری سر داده است، به جای پاسخ دادن به این مسئله، صورت مسئله را پاک کرده است! این خبرگزاری جملۀ مربوط به فوتِ پدر احمدی نژاد را از متن مصاحبه حذف کرده است! اصل خبر را در عکسِ مقابل می توانید ببینید!(روی آن کلیک کنید تا تصویر بزرگ شده را ببینید)
این واکنش بیانگر آن است که کاسه ای زیرِ نیم کاسه بوده است! اما باز هم معلوم نشده که واقعا آیا وی بیش از یک پدر داشته یا اشتباه فردی وی یا دروغ پراکنی های آژانس های خبری صهیونیستی یا ... سببِ بروزِ این مشکل شده است؟!
  • جل الخالق!!! کسی که قندان به طرفِ مخاطبش پرتاب می کند و بازوی وی را گاز می گیرد، برخوردار از سلامتِ نفس و شجاعت در تصمیم گیری قلمداد می شود!
  • لابد از زمان مرگِ سعید امامی، دستگاه اطلاعاتی کشور به اموات پیوسته بود که با حضورِ وزیرِ تیزدندان، امید به احیای آن در دلِ دلسوزان نظام زنده شد!
پس از تهدید اکبر گنجی مبنی بر دعوت از کلیۀ ایرانیانِ داخل و خارج از کشور جهت شرکت در اعتصابِ غذا، در صورتِ عدم آزادی اصانلو و جهانبگلو و موسوی خوئینی، جمهوری اسلامی شدیدا به تکاپو افتاده است تا علاجِ واقعه را قبل از وقوع کرده باشد! به جریان افتادنِ پروندۀ اصانلو و اظهاراتِ وزیرِ تیز دندانِ اطلاعاتِ جمهوری اسلامی، محسنی اژه ای، در موردِ جهانبگلو و موسوی خوئینی دال بر این هراسِ جمهوری اسلامی است.
دفاعِ شعاری جمهوری اسلامی از فلسطین و ابراز دشمنی با اسراییل باعث شده است که عده ای از مخالفینِ جمهوری اسلامی جنایت های اسراییلی ها را بر علیه مردم بی دفاع فلسطین نادیده بگیرند و یا حتی آن را تایید کنند! به اعتقادِ بسیاری از صاحبنظران، جمهوری اسلامی با ایجادِ مانع در فرایندِ صلح از طریقِ شعار و کمک های مالی به برخی گروه های تندروی فلسطینی، عملکردی برخلافِ مصالح فلسطینی ها داشته است. حملۀ شعاری حکومت ایران بویژه شعارهای اخیرِ رییس جمهور هم اثرش مظلوم نمایی بیشترِ اسراییلی ها بوده است و حمایتِ گروه های نژادپرستِ اروپایی از احمدی نژاد این تاثیر را ملموس تر کرده است.
فارغ از این که روابطِ جمهوری اسلامی با فلسطینی ها و اسراییلی ها چگونه بوده و باشد، آن چه مهم است این است که کشتن مردمِ بی دفاع و زنان و کودکان فلسطینی و ایجاد رعب و وحشت در آنها عملی است که از دیدگاه انسانی نه تنها به هیچ وجه قابل دفاع نمی باشد بلکه کاملا مذموم و ناجوانمردانه است. این تصاویر دلِ هر انسانی را، با هر دیدگاه سیاسی، به درد می آورد. متاسفانه جامعۀ جهانی هم تا کنون واکنش مناسبی در مقابلِ این جنایات نشان نداده است!
امیرفرشاد ابراهیمی و فرید باطبی به نقل از وی، اسامی و نشانی این افراد و بقیۀ عاملان سرکوبِ میدان 7 تیر را فاش کرده اند.
به گفتۀ اکبر گنجی : بحران هسته ای باعث شده نقض گسترده حقوق بشر در ایران نادیده گرفته شود. روزنامه‌ي كمرسانت نوشت: نشست وزيران امور خارجه‌ي گروه هشت نشان داد كه آمريكا حاضر است در ازاي حمايت مسكو از مساله‌ي هسته‌يي ايران از مسكو در خصوص دموكراسي انتقاد نكند. نوار غزه هم زیر باران گلوله های اسرائیلی قرار گرفت و حقوق بشر با کمترین خدشه ای مواجه نشد! حقوق بشر در ایران، اسرائیل، چین، عربستان و ... کماکان در حد کمال رعایت می شود!
این تصاویر را بازتاب از حواشی و متن کنکور ریاضی منتشر کرده است! این آقا دو تا مداد اضافه هم سرِ جیبشه! پدر و مادرش بهش داده اند که وقتش صرفِ مداد تراشیدن نشه! یکی براش دعا کنه قبول بشه!